مدیریت محصول چیست؟

مدیریت محصول یک عملکرد سازمانی است. این عملکرد تمام چرخه عمر محصول را در بر می‌گیرد.یعنی توسعه، ساخت، پشتیبانی و قیمت‌گذاری را با تمرکز بر محصول و مشتریان موردنظر قرار می‌دهد. برای ساخت یک محصول بهینه و مناسب، مدیران محصول سعی می‌کنند نیاز بازار و مشتریان را در نظر بگیرند. این باعث می‌شود مدیران محصول بتوانند محصولات مناسب با عملکرد بهتر را وارد بازار کنند. هرچند این نکته را باید در نظر داشت که تعریفی واحد از مدیریت محصول وجود ندارد. بخش قابل توجه‌ای از مدیران محصول نیز معتقدند هیچ اصول ثابت و پایداری برای مدیریت محصول وجود ندارد. چراکه هر محصول ویژگی‌های خاص خود را دارد. برای همین نیازمند بررسی و برنامه‌ریزی اختصاصی است.

مارتین اریکسون مدیر محصول و بنیان‌گذار product tank معتقد است که: «مدیریت محصول نقطه‌ی تلاقی تجارت، تجربه کاربر و فناوری است.»

از نظر اریکسون، مدیریت محصول با پر کردن شکاف ارتباطی بین توسعه‌دهنده، طراحی، مشتری و کسب‌وکار و همچنین توجه به تجربه‌ی کاربر از محصول در بستر فناوری کمک می‌کند تا محصول به اهداف تجاری خود برسد.

از دیگر توانایی‌های یک مدیر محصول می‌توان به بازاریابی، داستان‌سرایی و همدلی اشاره کرد.

داستان‌سرایی از این جهت اهمیت دارد که به او کمک می‌کند تا بتواند با مشتری و فضای بیرون ارتباط بگیرد. بدین روش او می‌تواند نیاز و خواسته‌های آن‌ها را درک کند. با اشتراک‌گذاری این خواسته‌ها، به روند کاری شرکت و سازمان برای تولید محصول بهتر کمک کند.

با کمک مهارت بازاریابی، او توانایی شناسایی بازار و مخاطب محصول خود را به‌راحتی پیدا می‌کند. با درک خواسته‌های مشتری، بررسی رقبا، آینده‌نگری محصول و شناخت بازار فعلی می‌تواند درک درستی از محصول را ارائه دهد.

در اصل می‌توان گفت که مدیریت محصول نقطه عطف همدلی توسعه‌دهندگان، مشتری و خواسته‌های آن‌ها و مدیریت مجموعه است. لازمه‌ی این همدلی، آشنایی و ورود به بخش‌های مختلف سازمان و درک خواست مشتریان است.

تاریخچه‌ی مدیریت محصول

برای نخستین بار در سال ۱۹۳۱ مدیر بازاریابی، نیل اچ مک‌الروی، یادداشتی درباره‌ی اهمیت «شخصیت برند» ارائه داد. بدان معنا که برندها نیز مانند انسان از شخصیت و خصوصیاتی برخوردار هستند. برای رشد کسب‌وکار بهتر است آن‌ها را دریابیم.

اما مدیریت محصول چابک و سریع که تحت عنوان agile product management مطرح شده است، از سال ۲۰۰۱ به‌جا مانده است. در این سال جمعی از توسعه‌دهندگان گرد هم آمدند تا ساختار سنتی سابق را نقد کنند. آن‌ها معتقد بودند هر بخش از فرایند توسعه‌ی نرم‌افزار به بخش‌های دیگر مرتبط است. به همین دلیل باید با آن‌ها در ارتباط باشند. آن‌ها مانیفستی تهیه کردند که دربرگیرنده‌ی مفاهیم جدید بود. در این نوشته ویژگی‌های جدیدی نسبت به گذشته برای مدیریت محصول برشمرده‌اند. ساختار و نقشه‌ی راه انعطاف‌پذیر و قابل‌تغییر، فعالیت‌های تیم محور، وجود یک نرم‌‌افزار مرکزی قابل‌استفاده به جای مستندات پیچیده از جمله این تصمیمات بود. این انعطاف‌پذیری باعث شد نقشه‌ی راه کسب‌وکارها به‌صورت یک قانون بدون تغییر در نظر گرفته نشود. در صورت نیاز و با توجه به بازار، مشتری و سازمان آن‌ها توانایی اعمال تغییرات لازم در نقشه را داشتند. این مبحث امروزه نیز در تمام دنیا بسیار مطرح است و بر اساس آن عمل می‌شود.

مدیریت محصول چابک چیست؟

مدیریت محصول چابک یا agile product management همان‌طور که گفتیم از سال ۲۰۰۱  پدیدار شد. این نوع مدیریت محصول که سعی داشت ساختارهای سنتی سابق را در هم بشکند. در این تعریف انعطاف‌پذیری و سیال بودن، نقش اساسی داشت. در مدیریت محصول چابک محدوده‌ی یک پروژه سیال است و منابع ثابت. بر همین اساس زمان کم‌تری برای تعریف محصول قبل از استفاده و عرضه به مشتری صرف می‌شود. این محصول یک‌بار تکرار می‌شود. داده‌هایی که از این محصول به دست می‌آید به تیم اجازه می‌دهد تا تصمیمات برای ادامه و نحوه‌ی تولید محصول را برنامه‌ریزی کنند. به‌ عبارتی‌ دیگر، آزمون و خطا صورت می‌گیرد تا به یک نتیجه‌ی دلخواه منجر شود. 

چه آینده‌ای در انتظار مدیریت محصول است؟

همان‌طور که تاکنون متوجه شده‌اید، این موقعیت شغلی نیازمند مهارت‌های مختلفی است. در اصل ما می‌توانیم آن را یک کار چند رشته‌ای به‌حساب بیاوریم. این شغل در عین سادگی، پراکنده نیز هست. مدیران محصول با مشتری خود همدلی پیدا می‌کنند و نیازهای آن را به سازمان انتقال می‌دهند. آن‌ها در اصل بیشترین ارتباط را با تیم توسعه‌دهنده دارند. اما باید اطلاعات خوب و کارآمدی درباره‌ی بازاریابی، طراحی و مدیریت نیز ارائه دهند. آن‌ها باید توانایی درک و برقراری ارتباط با طیف گسترده‌ای از مردم و انتقال نیازهای‌شان را به سازمان داشته باشند. بهترین حالت این است که در سازمان‌ها هر محصول یک مدیرمحصول مختص به خود را داشته باشد. زیرا بتواند به‌صورت تخصصی ارتباط میان مشتری‌ها و سازمان را برقرار کند و به توسعه محصول بیاندیشد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.